♡♡♡چادگان وروز دختر♡♡♡
امروز یکشنبه 1391.6.26ساعت 3عصر با مامان جون و دایی احسان ودایی حبیب و زن دایی عاطفه خاله اقدس و محسنش و خاله ناهید و بچه هاش و منصوره و مامان جون فاطمه و دایی اکبر و زن دایی لیلا رفتیم به طرف چادگانو شب اونجا خوابیدیم فردا ظهرش هم جوجه درست کردیم که خیلی چسبید جاتون خالی عصرش هم رفتیم دم رودخانه و چندتا عکس گرفتیم و شبش هم تولد دایی اکبر بود که زن دایی می خواست سوپرایزش کنه خلاصه با کلی تدارکات کیک و کادو و تزیینات وققتی دایی اکبر از بیرون اومدش حسابی سوپرایز شد و زن دایی لیلا یه جفت کفش بهش کادو داد و مامان جون فاطمه هم یه فلاکس و بقیه هم پول خییییییییییییییلی خوش گذشت خیلی باحال بود راستی دست زن دایی عاطفه هم اونجا پشه زد که یه عالمه ور...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
12:57










